خرید بک لینک
معلمی شغل نیست

معلمی عشق است

اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای، رهایش کن

و اگر عشق توست، مبارکت باد!

" شهید رجایی"

با عرض احترام به پیشگاه شهید رجایی عزیز، باید به حضور محترمتان عرض کنم که میان احوالات متفاوت و متشنج دوستانی که چند صباحی است "همکاران" نام گرفته اند ، نشانی از "عشق" نمی یابم!

بعد از پشت سر گذاشتن مراحل پرتکلف استخدامی، ما را هنرآموزان ماده 28 یا پذیرفته شدگان استخدامی آموزش و پرورش میخوانند!

مسئولین گرانمایه جان دولت اما گویی امیدوارند خواب دیده باشند و اتفاق شومی به نام استخدام چندهزار جوان رخ نداده باشد!!!

واقعیت را اگر بخواهید ما در موقعیتی نیستیم که خیال کشک عشق سابیدن در سر داشته باشیم، آنچه در مقابل چشمان من در جریان است چنین می نماید که به عرض رساندم، مگر اینکه چشمان من مانند احوالم بی حوصله باشند.

برادر عزیز و شهیدم! روزگار ما روزگار عشق ورزیدن نیست، یا حداقل من از رگ ورم کرده ی گردن آن دکترای ریاضی که در پی شکافتن پوستش بود چنین برداشتی داشتم! آخر نمیدانید بعد از قریب به یک سال زندگی توام با دلهره و گذراندن مراحل مختلف که برای بهتر شدن روزگار زن و فرزندش طی کرده بود، معاون وزیر دلش خواسته مصاحبه ای انجام دهد و به جای استخدام پیمانی وی و بقیه مان را استخدام حق التدریس بخواند... داد میزد و رگ گردنش مانند پرنده ای اسیر سعی در آزادی اش از زندان تن داشت!

گمان نمی کنم "عاشق" باشد... بیشتر به پدری بیکار و شرمنده ی زن و فرزند می ماند!

یا آن دیگری که کلاس ها را به تعطیلی کشاند!

یا آن دیگری که تجمع تشکیل داده بود و خبرنگاران را میهمان کرده بود تا بزم اعتراضش را تماشاگر و جارچی باشند!

یا من که جز در فانتزی ایام کودکی ام هیچگاه دنبال معلمی نبودم...حتی آن فانتزی کودکی هم معلمی روستا و آموزگار ابتدایی و سیر و سیاحت در دنیای معصومانه ی کودکان روستایی بود. دنیای گستاخ نوجوانی و شهرهای سراسر لاکچری شده با الطاف فضای مجازی را نمیدانم عشقی برای بخشیدن داشته باشم یا خیر!

برادر عزیز و شهیدم! اکنون که قدم در این راه گذاشته ام دعایم کن. همه ی ما ماده بیست و هشتی ها، برای "عاشق" بودن محتاج دعایت هستیم.

برچسب: عشق؟؟, نویسنده: نیکا خوشنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:58

صفحه بندی