خرید بک لینک
ساز مخالف بودن همیشه هم بد نیستا...

دو دبیرستان که رشته مورد علاقمو میخوندم بچه های کلاس میگفتن ساز مخالفی!

سال بعدشم که شرایط وادارم کرد رشته مورد تنفرمو بخونم بازم بچه ها میگفتن ساز مخالفی!

کارشناسی که کلا بچه های کلاسی در کار نبود چون هیچوقت خودمو جزوشون ندیدم و نخواستم ببینم...

ارشدی شدم همون ساز مخالفه بودم ولی بچه ها اون بچه های سابق نبودن، ساز مخالفمو دوس داشتن ... کلاس جابه جا کردم، استاد جابه جا کردم، امتحان جابه جا کردم آخ نگفتن هیچ، کیف هم کردن... شاید من تازه یاد گرفته بودم تصمیم گیری درستو!

حالا همه گفتن استخدام نشدی که نشدی، حقتو خوردن که خوردن، بهت ظلم شد که شد، مگه تو تافته ی جدا بافته ای؟؟؟؟!

ولی خوب چیزی گفتن، آره، من تافته ی جدا بافته م، همیشه بودم...چرا بقیه یادشون رفته حق گرفتنیه؟؟

خداییش آی لاو یو دیوان عدالت...ثانیه های آخر رسیدی ولی خوش اومدی...

باز منو صدا کردن مصاحبه، کل رساله رو با رسم شکل میخواستن... نمیدونم لازمه واقعا؟؟ به یه مسلمون بگن وضو بگیر نماز بخون یه کم یه جوری نیست؟؟ شایدم تقصیر از ماست که این سوالاتو میپرسن. یعنی کفرستون هم که بشه مگه میشه نماز نخوند؟؟ مگه داریم؟؟

خولاصه... من *خانوم معلم* خواهم شد عایا؟؟؟

نشدم هم نشدم! حداقل به خودم نمیگم بی عرضه... نشستی و تماشا کردی

ولی خداییش با رسم شکل خنده داره... اگه بخندیم هم که میگین...

بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!

برچسب: رسم,شکل, نویسنده: نیکا خوشنام تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:29

صفحه بندی